از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند..
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی....
تکرار من در من مگر از من چه می ماند...؟؟!!!
(استاد معین)
می دونی؟ مشکل خودتی که توقع بی جایی داشتی.! مگه خبر نداری تو این دوره زمونه قدر شناسی مرده.تشکر با این دیار خداحافظی کرده و رفته جایی که دیگه هیچکس دستش بهش نمی رسه؟فقط تو موندی و دستی که نمک نداره !
پس دیدی تقصیر خودته؟ پس بسوز...انقدر بسوز تا بمیری/:":/
کارای تکراری
خود تکراریت
روزای پشت سر هم ....
فقط عذاب ... همش ترس ... بدون اراده .... همیشه همین بودی
جذاب ترین کار زندگیت کشتن من بوده
کسل کننده ترینشم همین بوده...مزخرف

دیگه طاقت این که جام قهرمانی رو تو دستای استیون جراردخوش شانس ببینم رو ندارم... اون رافا بنیتس لعنتی...امشب قهرمانی حق میلانه...
...۲ سال پیش وقتی میلان" نیمه ی اول رو ۳ بر ۰ برد اون موقع قهرمانیه لیورپول افسانه بود...ولی عجب افسانه ی بی طاقتی بود...
امشب خیلی دلم میخواد گریه ی جرارد رو ببینم....مطمئنم که دیگه امشب شب ماست.
خنده ی کاکا....دیوونه بازیه گاتوزو.....لبخند پیرلو....غرور آنچلوتی...
بعد از بازی
خیلی قشنگ بود...بازی قشنگ نبود ..فقط قهرمانی میلان قشنگ بود.:.
بازی قشنگ نبود بغض جرارد قشنگ بود.انتقام دو سال پیش قشنگ بود.غرور میلانی ها قشنگ بود.
این همه قشنگی کافی نیست؟؟؟(هر چند دیگه قهرمان شدن میلان واسه همه تکراری شده)
درسته میلان لیورپول رو برد و قهرمان شد ولی مهم اینه که قبلش اون منچستر پر ادعا رو برد..
اون هم ۳ بر ۰ :.: که این وسط روی بعضی ها هم حسابی کم شد.
به هر حال تبریکککککککککککککککککککک.
only ac milan![]()
1 - قید همه چیزو بزن
2 - قید خودتو برن
3 - قید اونو بزنی
منم سه راه دارم :
1 - قید خودمو بزنم
2 - قید تورو بزنم
3 - قید همرو بزنم ؟ نه من قبلا قید همرو زدم
پس قید خودتو بزن .
ولي آخرش ...
شكستم ، چون زياد گذشتم ...
ولي آخرش ...
ويران شدم ، چون دوست داشتم ...
ولي آخرش ...
ولي آخرش فهميدم بيخودي عذاب كشيدم ، چون اهميتي نداشتم واست
آخرش فهميدم جنبه ي اين همه گذشته منو نداشتي
چون بي معرفت بودي ! بي معرفتي كردي بي مرام !
آخرش فهميدم فقط من تورو دوست داشتم نه تو منو
آخرش من ويران شدم ... تو خوش باش ... ديگه دوستت ندارم ولي نفرين نميكنم ...
۱۳۸۶=۱+۱۳۸۵
ان شاالله وبلاگم رو هم همین روزا از صحنه ی روزگار محو میکنم.یعنی هر چی بوده همه هوتوتو...یعنی ما رو به خیر و همه ی شما رو به سلامت...یعنی...
اینم بگم که از دسته یکی انقدر عصبانیم که واقعا نمی دونم چه کارش کنم..میخوام بکشمش...
حالا که اومدم یادم نره که بگم :
ولنتاین تون هم مبارک![]()
سلام دیگه....چرا اینجوری نگاه می کنی؟
آها ..خوب باشه. ببین فکر میکنم از آخرین باری که به قول بچه ها آپ کردم ۳ ماه و خورده ای میگذره...نمیدونم...آخه دیگه اصلا حوصله ی وبلاگ و این حرفا رو ندارم(جسارت نشه ولی گور بابا ی وبلاگ).هر دفعه می خوام یه هزیونی بنویسم پشیمون می شم. یک سری هم که رهبر اومد سمنان رفتم یه چیزی بنویسم باز بی خیال شدم....ولی خدایی دمشون گرم همه اومدن...من که کپ کرده بودم(مثله اینکه راست میگن مردم ما همیشه در صحنه حضور دارن و این حرفا
) یه بار هم به این فکر افتادم که امتیاز وبلاگمو واگذار کنم.(اونم چه امتیازی
)گفتم پسووردشو امانت بدم به یکی لا اقل هر از چند گاهی یه حالی به این وبلاگ بده ولی به کی....الان داری میگی این یارو چی داره واسه خودش میگه مخ ما رو کار گرفته..می دونم..چون من هم الان دقیقا دارم به همین فکر می کنم.خلاصه اینکه دیگه جونم برات بگه دیگه حال و حوصله ی این جور کارا رو ندارم.(اگه یه کم کلاس قضیه رو هم بخوام بیارم بالا باید بگم که دیگه وقتشم ندارم
یعنی واقعا ندارم).این درس ها هم که ما رو بچاره کرده....البته چیزی فراتر از بیچاره....شیمی(مخصوصا این یکی)...فیزیک..ریاضی...عربی...هندسه....واااااااااای....(ناگفته نماند که الان خیر سرم دوم ریاضی هستم.)الان هم که کم کم باز داره امتحان ها شروع میشه.....بی خیال....
راستی از حماسه ی ۲۴ آذر ماه غافل شدم
حماسه از این مهم تر....(این صدا و سیما هم که دهن ما رو سرویس کرد انقدر گفت بیاین رای بدین...نمیدونم مردم ما همیشه در صحنه حضور دارن و هر کی باید به وظیفه ی ملی خودش عمل کنه ...فقط کم مونده بود که بگن آقا جون مادرتون بیاین رای بدین...که البته این رو هم گفتن ..رای گیری هم که تموم شد بازمیگن ۲۴ آذر حماسه شد و این حرفا...تنها نتیجه ی این انتخابات هم این بود که زدن پدر کوچه خیابون ها رو در آوردن با این تبلیغ هاشون.همین..مگه نه؟
راستی شب یلداتون هم مبارک...خوش بگذره ....

دیگه مزاحم نشم....امیدوارم موفق باشید.بابای


